7 نوع فراموشی طبیعی

گاهی فراموش کردن مسایل، طبیعی به نظر می آید، همچنین با افزایش سن هم، انسان بیشتر فراموش می کندولی فراموشی بیش از حد معمول ، طبیعی نیست. چه میزان فراموش کردن، زیاد تلقی می شود؟

چگونه می توان فهمید لغزش و خطای حافظه برای محدوده سن معمولی و یا نشانه وخامت اوضاع است.


در مورد فراموشی مرضی، بیماری آلزایمر و زوال عقل پیری در www.pahnak.ir سخن گفته ایم. هر انسان سالمی ممکن است در هر سنی دچار از دست دادن حافظه یا تغییر شکل خاطره شود. بعضی از این ضعف های حافظه ممکن است با افزایش سن، شدت بیشتری پیدا کنند و به جز مواردی که بیش از حد شده و ادامه می یابند نشانه ای مبنی بر وجود آلزایمر یا سایر کسالت ها ی فرساینده حافظه نیستند.

7نوع فراموشی طبیعی عبارتند از:

1- فراموشی گذرا، فراموشکاری

این نوع فراموشی عبارت است از گرایش به فراموش کردن اطلاعات یا رویدادها با گذشت زمان. هر آدمی به احتمال زیاد اطلاعات بدست آورده را کمی بعد فراموش می کند. حافظه دارای این خاصیت است که اطلاعات را  مورد استفاده قرار می دهد یا آنها را فراموش می کند. خاطراتی که بیشتر به یاد آورده شده و بیشتر مورد استفاده قرار می گیرند کمتر به دست فراموشی سپرده می شوند. با وجودی که ممکن است فراموشی گذرا، شناسه ضعف حافظه به نظر آید ولی دانشمندانی که روی مسایل مغز کار می کنند این حالت را سودمند می دانند زیرا سبب پاک شدن خاطرات مصرف نشده گشته و جا را برای خاطرات تازه تر و سودمند تر باز می کنند. این نوع فراموشی را در اصطلاح Transcience می نامند.

2- حواس پرتی یا غیبت حضور

این نوع فراموشی وقتی دیده می شود که انسان، حواس خود را به قدر کافی نسبت به موضوع جمع نمی کند. ممکن است وقتی ساعت یا قلم خود را در جایی می گذارید، محل آنرا فراموش کنید زیرا در وقت نهادن ساعت یا قلم در آن محل به اندازه کافی حواس خود را جمع نکرده اید مثلاً ممکن است در زمان قرار دادن ساعت یا قلم به چیز دیگری فکر می کرده اید و یا اصلاً فکری نداشتید و در نتیجه مغز هم اطلاعات مربوطه را رمز بندی نکرده است. فراموش کردن انجام یک کار در زمان مشخص، مثل خوردن دارو و یا فراموش کردن قرار ملاقات نیز از نوع حواس پرتی یا غیبت حضور absentmindednss است. بیت زیر از سعدی نشانه ای از این فراموشی است:

هرگز حضور غایب شنیده ای      من در میان جمع و دلم جای دیگر است

3- وقفه، منع، سدیابلوک، گرفتگی، سهو

کسی از شما سوالی می پرسد و پاسخ آن در نوک زبان تان است، مطمئن هستید که جواب سوال را می دانید ولی نمی توانید آن را به خاطر آورید، شاید این فراموشی آشناترین نوع فراموشی باشد، یعنی ناتوانی موقت به یاد آوردن حافظه یا خاطره مربوط به پرسش. در بسیاری از موارد سد موجود بر سر راه به خاطر آوردن مسا له ، وجود خاطره ای شبیه به مسا له ای است که انسان در جستجوی آن است و شکل غلط آن را می یابد. خاطره ی متناقض ، گاه آنچنان مزاحم و موی دماغ می شود که نمی توان مسا له ی اصلی را به یاد آورد. شاهد مثال این نوع فراموشی را در پدر و مادرها بیشتر می بینیم که مثلاً برای صدا کردن فرزند بزرگتر از نام فرزند کوچکتر استفاده می کنند ویا به عکس. باز هم نمونه زیر از شاعری به نامه عونی قابل ذکر است:

بال طاووس از گلاب و عود رضوان پرورد     تا بسازد مروحه در موسم گرمای من

شاعر در این بیت به جای ساختن بادبزن ( مروحه) از صندل ، عود را بکار برده و فراموش کرده که عود را می سوزانند و در هوای گرم نمی توان از باد بزن عودین استفاده کرد. دانشمندان فکر می کنند با افزایش سن، این نوع سدها یا موانع حافظه بیشتر می شوند و مسوول بروز مشکلات به یاد آوردن نام دیگران در افراد سالمند بشمار می روند. نتایج پژوهش های انجام شده حاکی از آن است که افراد سالم می توانند ظرف چند دقیقه ، خاطرات بلوک شده را به یاد آورند.

4- سوء انتساب

وقتی می گوییم سوء انتساب وجود دارد که بخشی از یک موضوع به درستی به یاد می آید و بخشی از یک خاطره دیگر مثل زمان، محل به جا و زمانی دیگر نسبت داده می شود. یک نوع از سوء انتساب وقتی دیده می شود که فکر می کنید اعتقادی که نسبت به چیزی دارید مربوط به خودتان است ولی در واقع اینطور نیست و ناشی از خواندن کتاب یا شنیدن مطلبی در آن مورد است که از یاد برده اید. با این نوع سوء انتساب misattribution می توان مواردی از سرقت های غیر عمد ادبی را توجیه کرد. در بسیاری از موارد سرقت های غیر عمد ادبی پای این فراموشی طبیعی در میان است. مانند بسیاری از سایر انواع لغزش حافظه، سوء انتساب با افزایش سن بیشتر می شود. سن، حداقل از دو طریق مؤثر است: نخست آنکه، با افزایش سن، به علت آنکه تا حدی در تمرکز و پردازش سریع اطلاعات اختلال ایجاد می شود، از اطلاعات کسب شده ، جزئیات کمتری جذب می شود. دوم آنکه با افزایش سن ، خاطرات نیز پیر می شوند و همین خاطرات پیر مستعد سوء انتساب می گردند.

5- تلقین پذیری

تلقین پذیری Suggestibility عبارت است از تاثیر پذیرفتن حافظه با قدرت تلقین ، در این حالت ، حتی با وجودی که جزئیات واقعه ای را تجربه نکرده اید، اطلاعاتی را که با تلقین در مورد یک واقعه می آموزید وارد حافظه می شود. با وجودیکه در مورد نحوه تاثیر تلقین بر مغز اطلاعات اندکی در دست است ولی باید گفت تلقین آنچنان سبب گیجی ذهن می شود که مسائل تلقین شده را واقعیت می پندارد.

6- سوگیری و تعصب

حتی تیز ترین حافظه هم نمی تواند تصویری بدون خطا از حقیقت باشد. در حافظه انسان ، ادراکات یعنی تمام چیزهایی که درک می شوند توسط تعصبات و سمت گیری های شخصی مثل تجربه ها، اعتقادات، آگاهی پیشین و حتی خلق و خوی در آن لحظه تصفیه و فیلتر می شوند. این تعصبات وقتی در مغز رمز بندی شده باشند بر ادراکات و تجربه ها تاثیر می گذارند. به این جهت وقتی انسان ، خاطره ای را به یاد می آورد، ممکن است خلق و خوی و سایر تعصبات موجود در آن لحظه بر اطلاعاتی که باید به یاد آورده شوند تاثیر گذارد.

7- تداوم و استمرار

بسیاری از مردم در مورد فراموش کردن مسائل دلشوره دارند. اما در بعضی موارد بعضی افراد در اثر خاطراتی که دوست دارند فراموش کنند دچار عذاب می شوند. تداوم و استمرار خاطرات رویدادهای مولم ، احساسات منفی و ترس های جاری ، یکی دیگر از مشکلات حافظه است. بعضی از این خاطرات انعکاس درست رویدادهای ترسناک و رعب آور است، حال آنکه ممکن است بعضی دیگر تغییر شکل کژ دیسکس منفی واقعیت باشد. افراد دچار افسردگی بیشتر دارای خاطرات مستمر آشوب بر انگیز می باشند. افرادی هم که دچار بی نظمی استرس بعد از ضربه هستند نیز مانند بیماران افسرده دارای اینگونه خاطرات می باشند. این بی نظمی به علت انواع تماس های متفاوت مولم از تجاوز و آزار جنسی گرفته تا تجارب میدان جنگ بوجود می آیند برگشت به گذشته یا فلش بک که دائمی است ، به صورت خاطرات مزاحم واقعه مولم خاصه اصلی این بی نظمی را تشکیل می دهد .


برچسب‌ها: فراموشی
|+| نوشته شده توسط در ۱۳۸٩/۱۱/۱ و ساعت ٤:۳٠ ‎ب.ظ  نظرات ()